کجا هستم

به دنبال آرامش

کجا هستم

به دنبال آرامش

پسر پاییزی گیلانم

از زادگاهم تا ...

سخن ها دارم از دست تو در دل
ولیکن در حضورت بی زبانم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

خانواده و روز طبیعت

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۶ ب.ظ
سینزده فروردین هزاروسیصدونودو هفت

یادم میاد دوران ابتدایی که بودم این موقع با بابا بزرگ مادر بزرگ سوار کامیون باربری دایی میشدیم دسته جمعی میرفتیم بیرون، خیلی خوش میگذشت حتی فامیل های دور هم، میومدند. حدود هفت هشت سالی میشه که نشد مثل اون موقع ها دور هم جمع بشیم .
روزهای خوب به سرعت گذشت و جاش روزهایی اومد (نمیخوام بگم روزهای بد ) اما من خیلی دوست دارم مثل همون قدیما آداب معاشرت داشته باشیم ..فامیل گردی کنیم ... من واقعا حسرت اون موقع هارو میخورم..با فوت کردن پدربزرگ و مادربزرگ ها خیلی ها از هم فاصله گرفتند .

الان به بعضی ها باید گفت :
سال دیگه همین موقع میبینمت ....

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۳
علیرضا قاسمی نژاد

نظرات  (۲)

امیدوارم دوباره این اتفاقای قشنگ تکرار بشه براتون:)
پاسخ:
مرسی ممنونم ازتون ...انشالله شما هم بهترین ها کنارتون باشند
ما یه ۱۷ سالی میشه دسته جمعی نرفتیم
یاد خاطره هامو زنده کردی
ان شاءالله روزهای خوش زندگیتون دوباره تکرار بشه
پاسخ:
آخی ..خیلی ممنون..آرزو میکنم لبخند همیشه رو لبتون باشه..اتفاق های خوب براتون رقم بخوره ..بهترین ها کنارتون باشند